جواب مرحله 400 جدولانه یک

19 فروردين 1397
جواب مرحله 400 جدولانه یک

جواب مرحله 400 جدولانه یک

آب ویرانگر -> سیلاب
آشکارا -> علنی
آشکارتر -> اظهر
آگهی تبلیغاتی -> رکلام
آمیخته با طلا -> زراندود
آنچه نوشته شده -> نوشتار
آواز خوش -> لحن
اثر ایوان تورگنیف -> یک ماه در روستا
اثر غزاله علیزاده -> تالارها
اثری از تقی مدرسی -> یک لیا و تنهایی او
اجاق مخفی -> فر
از اجزای هفت سین -> سمنو
از انواع سلاح های سرد -> پرتابی
از بین رفته -> نابود
از جزایر ژاپن -> یزو
از روی کار دیگری کاری را انجام دادن -> تقلید
از سلاح‌های سرد -> تبرزین
از محصولات ایران خودرو -> سمند
افزون‌تر -> بیشتر
امتناع ورزیدن -> ابا داشتن
انبساط -> گسترش
بازدارنده -> ناهی
بالا بردن -> اعلا
بحث و گفتگو کردن -> جدل کردن
بخار دهان -> ها
بخشیدن -> دادن
بدین معنی -> یعنی
برهان‌ها -> ادله
بسیار، فراوان -> خیلی
بغل -> بر
بند کردن -> اسر
پایتخت غنا -> اکرا
پرحرف -> لفاظ
پرنده افسانه‌ای -> سیمرغ
پسوند خورنده -> گسار
تاج -> افسر
تربیت کردن -> تادیب
تلاش برای پیشی گرفتن از یکدیگر -> رقابت
تیر پیکان‌دار -> یب
جزا -> پاداش
جهت غروب آفتاب -> مغرب
جوشش آب -> قل
چهارپایان -> بهایم
چیز -> شی
حالت نومیدی و نارضایتی -> زدگی
حرف دوم یونانی -> بتا
حیا -> ازرم
خوب‌تر -> بهتر
خوبی -> نکویی
در عمل -> عملا
دعوت شده -> مدعو
دلایل آشکار -> بینات
دومین -> ثانویه
رهگذر -> عابر
زبر و خشن -> درشت
ساقه زیرزمینی برخی گیاهان -> ریزوم
سبد گیاهی -> زنبیل
سلاح -> حربه
سوغات کرمانشاه -> کاک
شلوار جین -> لی
شهر رازی -> ری
شهر سیستان و بلوچستان -> فنوج
شیپور شکارچیان -> بورو
صاحب -> ذا
صبر زرد -> الوا
عطر بستنی -> وانیل
علاج -> درمان
عمق -> ژرفا
عنصر دست -> ید
عین این -> همین
فلز سفید مایل به قرمز -> کبالت
گردش -> دوران
گردش بیرون شهر -> پیکنیک
گروهی از میوه‌های خشک -> اجیل
گودال -> ابکند
لایه نازک شکر روی تنقلات -> شکرک
مأمور اعدام -> جلاد
مربوط به قوم -> ملیت
مفرغ -> برنز
نااستوار -> لق
ناگهان -> یهو
نگاه -> نظر
نوع حکومت -> رژیم
نوعی خوراک از گوشت -> طاس کباب
نوعی غذا شبیه قلیه با تخم مرغ -> یزدادی
نیرو -> قدرت
هشدار ماشین -> بوق
همزن -> میکسر
همه را شامل می‌شود -> هر
هوشیار -> نبیل
ورزش رزمی چینی -> ووشو
ورودی تصویر به کامپیوتر -> اسکنر
کلمه‌ای که از زبانی وارد زبان دیگر شده -> دخیل
کناره‌ها -> اطراف
کوبیدن در -> تق
کوفتن -> زدن
یک دنده -> لج باز